مرتضى راوندى
207
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عقيدهء ديگر مخالفان غزالى البته فلاسفه همهجا ، در رد اقوال وى از تمام مخالفان ، تندروتر بودند ، شهروزى در روضة الارواح خويش آنچه را كه وى در تهافت الفلاسفه در رد حكمت يونانى نوشت مأخوذ از آراى يحيى نحوى حكيم مسيحى اسكندريه مىشمرد و ابن رشد در رد اعتراضاتى كه وى بر فلاسفه وارد آورد تهافت التهافت را با لحنى بسيار تند و كوبنده نوشت . شايد در بين تمام آنچه مخالفان غزالى در رد او نوشتهاند هيچ چيز به قدر اين رساله ابن رشد قوت و تأثير نداشت . اما لحن بيان او بيش از آنچه فلسفى باشد ، متكلّمانه بود ، و حاكى از تعصب . درواقع بيشتر كسانى كه در باب عقايد ، با غزالى به معارضه برخاستند ، لحن تعصّبآميز دارند و همين نكته است كه سلاح آنها را در مبارزه با وى كند مىكند طرفه آن است كه در اين تعصبگويىها حتى بعضى همراهان غزالى نيز با وى به ستيز برخاستهاند از جمله ابن الصلاح شهروزى كه خود مثل غزالى مذهب شافعى داشت ، در حق وى طعن مىكرد كه چرا منطق را مقدمهء تمام علمها خوانده است و براى چه در مقدمهء كتاب المستصفى هر كه را كه از دانش منطق بىبهره است علم او را درخور اعتماد نشمرده است . همچنين ابو عبد إله مازرى ( 536 ) فقيه مالكى كه خود مثل غزالى طريقه اشعرى داشت بر وى حمله مىكرد كه براى چه در بعضى موارد بر اقوال اشعرى اعتراض دارد و در همه چيز ، يك اشعرى تمامعيار نيست . در مغرب ، مالكيها ، از جمله ابن تاشفين ( 537 ) قاضى عياض ( 544 ) و ابن حرازم ( 558 ) كتاب احياء غزالى را به آتش افكندند به اين بهانه كه بيشترش مبتنى بر تعليم اهل فلسفه است . در بغداد و شام حنبليها با شدت بسيار بر غزالى مىتاختند و او را مخصوصا به اتهام گرايش به صوفيه ملامت مىكردند . « 1 » ابو الفرج الجوزى رسالهيى بهنام اعلام الاحياء فى اغلاط الاحياء نوشت و نشان داد كه آن احاديث غالبا بىپايه است و آنچه در باب صوفيه در آن هست گزاف است و ناروا - ابن تيميه ( 727 ) مخصوصا بر وى اعتراض داشت كه چرا در اول كتاب المستصفى منطق را براى هر علمى لازم شمرده است و براى چه ، كتابى را كه بهنام « القسطاس المستقيم » نوشته است به تعليم انبيا منسوب كرده است در حالىكه تمام تعليم آن مأخوذ است از ابن سينا و ارسطو - در مورد باطنيها و شيعه نيز ، كه غزالى در رد آنها كتاب نوشت و با آنها مخصوصا باطنيها ، مبارزهء آشكار كرد نظير همين حال پيش آمد . . . » « 1 »
--> ( 1 ) . فرار از مدرسه ، دربارهء زندگى و انديشه ابو حامد غزالى ، دكتر زرينكوب ، ص 276 به بعد .